شنبه را به انگیزه رفتن به کانون همیاران طبیعت آغاز کردم. عقربه روی 8 مانند بچه ای نق نقو سروصدا راه انداخت و بیدارم کرد. بی خوابی دیشب هنوز توی جانم بود.از یک طرف دلم میخواست چشمانم روی هم بیفتد و گرمای پتو را داشته باشم از طرف دیگر شیرینی راه رفتن در هوای دلپذیر پاییزی و احساس مفید بودن بر خوابیدن غلبه کرد. سیآره ی قآصدک...
ما را در سایت سیآره ی قآصدک دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 14
تاريخ: دوشنبه
17 آبان
1395 ساعت: 7:42